پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۰
نظرات: ۰
۰
-
بازگشت میلیون‌ها مهاجر از ایران و پاکستان به افغانستان و آغاز عصر نااطمینانی

در طول پنج سال گذشته، افغانستان از کشوری که عمدتاً مهاجرت به خارج از کشور را تجربه می‌کرد، به کشوری تبدیل شده است که یکی از بزرگ‌ترین دوره‌های بازگشت اجباری در جهان را تجربه می‌کند.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از موسسه ایتالیایی مطالعات سیاسی بین‌المللی، با اینکه افغانستان همچنان قادر به جذب تعداد زیادی از مهاجران نیست، حدود ۶.۳ میلیون نفر را پذیرفته که تحت فشار مجبور به ترک کشورهای همسایه، پاکستان و ایران، شده‌اند. با این حال، برای بیشتر این افراد، بازگشت به افغانستان به معنای پایان آوارگی نیست، بلکه آغاز دوری تازه از عدم قطعیت در کشوری است که در حال حاضر از فروپاشی اقتصادی، وابستگی بشردوستانه و محدودیت‌های شدید در مشارکت زنان در زندگی عمومی رنج می‌برد.

مهاجرت افغان‌ها به پاکستان و ایران در طول چهار دهه گذشته در چند موج بزرگ رخ داده است. اولین مهاجرت گسترده پس از حمله شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹ رخ داد، زمانی که میلیون‌ها افغان از درگیری گریختند و عمدتاً به پاکستان و ایران پناه بردند. اگرچه بسیاری پس از خروج شوروی و تأسیس جمهوری اسلامی پس از ۲۰۰۱ بازگشتند، اما دهه‌ها ناامنی مداوم، مشکلات اقتصادی و خشکسالی مکرر به این معنی بود که جمعیت زیادی از پناهندگان در هر دو کشور همسایه باقی ماندند. پس از بازگشت طالبان به قدرت در اوت ۲۰۲۱، موج جدیدی از افغان‌ها به دلیل ترس از آزار و اذیت، فروپاشی اقتصادی و بحران انسانی به پاکستان و ایران رفتند.

با این حال، در اواخر ۲۰۲۳، هر دو کشور همسایه سیاست‌های مهاجرتی محدودکننده را در پیش گرفتند. پاکستان در اکتبر ۲۰۲۳ طرح بازگشت اتباع خارجی غیرقانونی را اعلام کرد و به اتباع خارجی بدون مدرک - عمدتاً افغان‌ها - دستور داد کشور را ترک کنند یا با اخراج مواجه شوند. گرچه این سیاست به عنوان اقدامی برای مقابله با مهاجرت نامنظم ارائه شد، اما به سرعت به یک کارزار گسترده از دستگیری‌ها، ارعاب و اخراج اجباری تبدیل شد. اقداماتی هم در ایران اجرا شد، جایی که اخراج‌ها در طول سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ شدت گرفت. از سال ۲۰۲۳، حدود ۳.۹ میلیون افغان از ایران و ۲.۴ میلیون نفر از پاکستان بازگشتند.

همانطور که شبکه تحلیلگران افغانستان گزارش داد، این بازگشت‌ها اغلب غیرارادی بودند. بسیاری از افغان‌ها از ترس بازداشت تصمیم به ترک کشور گرفتند، در حالی که برخی دیگر بدون اطلاع قبلی دستگیر و اخراج شدند. خانواده‌ها اغلب خانه‌ها، مشاغل، دام‌ها و دارایی‌های شخصی خود را که طی دهه‌ها جمع کرده بودند، رها می‌کردند. برای بسیاری، افغانستان واقعاً «خانه» نبود: بسیاری از بازگشت‌کنندگان در پاکستان متولد و بزرگ شده بودند، در حالی که برخی دیگر سی یا چهل سال را در خارج از کشور گذرانده بودند و پیوندهای اجتماعی یا اقتصادی کمی با افغانستان داشتند.

بازگشت به کشوری که از قبل در بحران بوده است

بازگشت نشان‌دهنده پایان آوارگی نیست، بلکه آغاز دوره جدیدی از عدم قطعیت است. بازگشت‌کنندگان به کشوری می‌رسند که با بحران‌های انسانی، اقتصادی و حکومتی همزمان روبرو است. اقتصاد افغانستان پس از تصرف قدرت توسط طالبان به شدت منقبض شد، کمک‌های بین‌المللی به طور قابل توجهی کاهش یافت، بیکاری همچنان گسترده است و تقریباً نیمی از جمعیت همچنان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند.

مسکن یکی از فوری‌ترین چالش‌هاست. تعداد کمی از بازگشت‌کنندگان توانستند به خانه‌های متعلق به خانواده خود بازگردند. در عوض، بسیاری به محل‌های اقامت شلوغ با اقوام خود نقل مکان می‌کنند، خانه‌هایی را اجاره می‌کنند که برای پرداخت آنها مشکل دارند یا در پناهگاه‌های موقت می‌مانند. افزایش تقاضا، فشار بر بازارهای مسکن محلی در استان‌هایی که تعداد زیادی از بازگشت‌کنندگان را دریافت می‌کنند، افزایش داده است و جوامع میزبان فقیر را بیشتر تحت فشار قرار داده است.

معیشت و ناامنی اقتصادی

ادغام مجدد اقتصادی شاید بزرگ‌ترین مانع برای بازگشت موفقیت‌آمیز ظاهر شود. بسیاری از مردم از دست دادن شغل پایدار، کسب و کار یا مشاغل تخصصی در پاکستان را توصیف کردند، اما تقریباً هیچ فرصت قابل مقایسه‌ای در افغانستان نیافتند. حتی افرادی که مهارت‌های حرفه‌ای ارزشمندی دارند، اغلب به دلیل کمبود شغل و فرصت‌ها برای یافتن کار با مشکل مواجه می‌شوند.

نتیجه، بیکاری گسترده و اتکا به کار روزانه و ناپایدار است. برخی از بازگشتگان گزارش می‌دهند که فقط به اندازه خرید غذا برای یک روز درآمد دارند، در حالی که برخی دیگر کاملاً به حمایت مالی بستگان وابسته هستند. بسیاری از خانواده‌ها گزارش داده‌اند که برای پرداخت اجاره، خرید غذا یا تأمین هزینه‌های درمان پزشکی، بدهی انباشته می‌کنند. آنها به جای بازسازی زندگی خود، اغلب با گذشت زمان خود را فقیرتر می‌بینند.

پیامدهای اجتماعی و زندگی‌های مختل‌شده

ادغام اجتماعی یکی از کمرنگ‌ترین و در عین حال مهم‌ترین ابعاد بازگشت است. بسیاری از بازگشت‌کنندگان دهه‌ها - یا حتی تمام عمر خود را - در پاکستان گذرانده و برخی برای اولین بار به افغانستان رسیده بودند. بنابراین، ادغام مجدد نه تنها شامل سازگاری با یک اقتصاد شکننده، بلکه شامل سازگاری با جوامع و نهادهای ناآشنا نیز می‌شود.

شبکه‌های گسترده خانوادگی نقش مهمی در تأمین مسکن، کمک مالی و حمایت اجتماعی دارند، با این حال، این شبکه‌ها خود تحت فشارند زیرا تعداد زیادی از بازگشت‌کنندگان به جوامع فقیر می‌رسند. برای بسیاری، بازگشت به افغانستان با عدم اطمینان در مورد آینده آنها مشخص می‌شود و در بسیاری از موارد، آنها مهاجرت دوباره را در نظر می‌گیرند.

آموزش یکی دیگر از نگرانی‌های عمده است. کودکانی که در مدارس پاکستان تحصیل کرده بودند، اغلب پس از بازگشت، آموزش خود را قطع می‌کنند. برخی با مشکلاتی در ثبت‌نام در مدارس افغانستان مواجه هستند، در حالی که برخی دیگر به دلیل اینکه خانواده‌ها دیگر نمی‌توانند هزینه‌های مربوطه را تأمین کنند یا اینکه کودکان باید از طریق کار به درآمد خانوار کمک کنند، تحصیل را به طور کامل ترک می‌کنند.

دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی نیز به طور قابل توجهی دشوارتر می‌شود. خانوارهای بازگشته اغلب گزارش می‌دهند که به دلیل عدم توانایی در تأمین دارو یا حمل و نقل به مراکز درمانی، درمان را به تعویق می‌اندازند یا از آن صرف نظر می‌کنند. ترکیبی از بیکاری، مسکن ناکافی و مراقبت‌های بهداشتی محدود، به افزایش آسیب‌پذیری در میان خانوارهای از قبل محروم کمک می‌کند.

زنان با چالش‌های حادی روبرو هستند. محدودیت‌های امارات اسلامی بر اشتغال، تحرک و آموزش زنان، فرصت‌ها را برای خانوارهای زن سرپرست کاهش می‌دهد و توانایی زنان را برای کمک به درآمد خانوار محدود می‌کند. زنانی که قبلاً در پاکستان کار یا تحصیل می‌کردند، اغلب پس از بازگشت با محیط اجتماعی و قانونی کاملاً متفاوتی روبرو می‌شوند که تاب‌آوری خانواده را بیشتر محدود می‌کند.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی